e

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.....................●●...

واحد عمومی

هفت‌سنگ

دکتر دل

همشهری آنلاين

کوروش عليانی

استاد فرشچيان

شانا

آوینی

سنگک

بازتاب

مهر

فارس

ايکنا

 

.....................●●...

 واحد تخصصی

جامعه اطلاعاتی

یونس شکرخواه

فرهنگ و ارتباطات

خبرنگاری تلويزيون

.....................●●...

 واحد برادران

سیاه مشق

... و غیره

صندلی دو نفره

رضای صبور من

کلاش دیجیتالی

نگاه مشرقی

سعید با خودش

مهدی طناز

گرگ بیابان

ع‌ش‌ق

کرگدن

بابا لنگ‌دراز

لیوان

نشانی

ساده دل

اسیر خانم بچه‌ها

حاج خلیل

عبید شاکی

احسان

نون والقلم

يه تيکه ...

نه؟

سبد

blueland

سيم آخر

اتاق 203

روح تکانی

چشم‌هايش

سیاوشون

آرمین

پسرک

خلوت انس

واران

 

.....................●●...

 واحد خواهران

لیلی

دریاترین

هديه

اتوپيا

نقاط عطف

سوگلی

ميز

شکيبا

خاتون

روز چهل و سه

هدی

دل نوشته‌ها

گلاره و نارنج طلا

تسنیم

بام راحل

لیلای لیلی

قاریناز

.....................●●...

پرشین بلاگ

...........................

 

 

    ? يا علی مدد...

این‌آقا و این خانم منت گذاشتند و دعوت به نمایش ناگفته‌ها کردند، شاید بهانه‌ی خوبی باشد برای دل کندن و رفتن....که سخت است و دل‌گیر....

اما:
1- هر وقت سفر می‌روم قدر خانه را بیشتر می‌دانم ....
2- همیشه لطفی شامل حالم بوده که دلم را گرم کرده ....
3- سال 1383 عجیب‌ترین و متفاوت‌ترین سال زندگی‌ام بود... لیسانس را گرفتم. با حس متفاوتی از دوست‌داشتن مواجه شدم. مدینه رفتم . با یکی از چرخش‌ها و بازی‌های روزگار دور خوردم.
ترانه‌ی واسوخت گفتم. یک بار شنیدم یکی از هم وطنان مهاجره بعد از شنیدن ترانه بوسه‌ای از پشت تلویزیون حواله کرده‌اند که هرگونه رسیدن آن را تکذیب می کنم.
4- حرم امام رضا و زیارت های وداع و خداحافظی‌اش را دوست دارم.
5- چندین سال است که عاشقانه‌هایم را جمع کردم در صفحه‌های کاغذ کاهی به نام "سلام دنیا" .دوستانی که  آن را دیده‌اند شاید ده نفر هم نشوند. آنها پیش من محفوظ هستند. شاید اگر شما بخواهید بدهم بخوانیدشان.
6- وصیت نامه‌ام پیش ایشان است. اگر خودم یادم رفت شما پیگیر شوید.
7- ترب نام نشریه‌ای طنز بود که در دانشگاه منتشر می‌کردیم و در بزرگ شدنمان نقش زیادی داشت و ماه عسل نام اولین ستون نوشتاری‌ام در نشریه‌ی فخیمه و مبارکه‌ی 7سنگ....
8- ماه عسل را بعد از چهارسال به پایان می برم و کوچ می کنم به دیاری با رسمی و عشقی قدیمی . وام‌دار چشمهايش هستم....
9- الهی و ربی من لی غیرک... 


 
شنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٥ :: ٩:٢٦ ‎ق.ظ بوقت چشم‌هایش...

پيام هاي ديگران ()

 

 

   

 

 

    ? يا امام رضا...

 

تو که آخر گره را وا می‌کنی

پس چرا امروز و فردا می‌کنی؟

 


 
شنبه ٢ دی ،۱۳۸٥ :: ۸:۳٠ ‎ق.ظ بوقت چشم‌هایش...

پيام هاي ديگران ()

 

 
 

 

    ? ...!

 

دلم تنگ است‌ برای جزیره. برای وابستگی در عین استقلال. برای موسیقی‌های "سیر" مسعود شعاری و"مرسدس" بابک بیات. برای کتابخانه‌ای که مهم‌ترین قسمت جزیره بود.
برای تمام گپ و گعده‌هایی که در او برگزار می‌کردیم.
همه آدم‌ها به جزیره احتیاج دارند....



 
یکشنبه ٢٦ آذر ،۱۳۸٥ :: ۱:٤۱ ‎ب.ظ بوقت چشم‌هایش...

پيام هاي ديگران ()

 

 
 

 

زمزمه‌ام شعر سایه:

... می‌کنم جامه به تن، می‌روم از خانه برون
می‌روم در پی او با دل دیوانه‌ی خویش
پی آن گمشده می‌گردم و می‌آیم؛ باز...