e

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.....................●●...

واحد عمومی

هفت‌سنگ

دکتر دل

همشهری آنلاين

کوروش عليانی

استاد فرشچيان

شانا

آوینی

سنگک

بازتاب

مهر

فارس

ايکنا

 

.....................●●...

 واحد تخصصی

جامعه اطلاعاتی

یونس شکرخواه

فرهنگ و ارتباطات

خبرنگاری تلويزيون

.....................●●...

 واحد برادران

سیاه مشق

... و غیره

صندلی دو نفره

رضای صبور من

کلاش دیجیتالی

نگاه مشرقی

سعید با خودش

مهدی طناز

گرگ بیابان

ع‌ش‌ق

کرگدن

بابا لنگ‌دراز

لیوان

نشانی

ساده دل

اسیر خانم بچه‌ها

حاج خلیل

عبید شاکی

احسان

نون والقلم

يه تيکه ...

نه؟

سبد

blueland

سيم آخر

اتاق 203

روح تکانی

چشم‌هايش

سیاوشون

آرمین

پسرک

خلوت انس

واران

 

.....................●●...

 واحد خواهران

لیلی

دریاترین

هديه

اتوپيا

نقاط عطف

سوگلی

ميز

شکيبا

خاتون

روز چهل و سه

هدی

دل نوشته‌ها

گلاره و نارنج طلا

تسنیم

بام راحل

لیلای لیلی

قاریناز

.....................●●...

پرشین بلاگ

...........................

 

 

    ? آجر افتاد تو سره يکی از کارگر ها...

سلام ....

آن قدر گفتيد زود باش که هول شدم و آجر و انداختم تو سر يکی از کارگرها ....

برايش دعا کنيد ، توی کماست.

رفتيم مشهد و آمديم .چه مشهدی و چه حال و صفايی ...جای همتون خالی .

کارگرها در اعتراض به من دست از کار کشيدند ...قراره بريم دادگاه .وکيل برش دار سراغ نداريد.

اصلن دلم مثل خيلی ها تنگ نيست چند دقيقه پیش هم با اجازه ی شما گل زدم به امتحان

زبان ...گلاب به روتون . استاد به مانند (...) روی مغزم راه رفت . دوست داشتم همان جا سر

امتحان ،بگیرم ...ببوسمش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کارگره هنوز تو کماست...

امتحانات داره به من نزدیک می شه ....

۷سنگ را هم ببینید ....


دوستتون دارم.برم کارگرها را راضی کنم.
 
سه‌شنبه ۱٧ دی ،۱۳۸۱ :: ۳:٤٢ ‎ب.ظ بوقت چشم‌هایش...

پيام هاي ديگران ()

 

 

 

 

    ? هنوز کارگران مشغول کارند....

سلام

قصدم شروع جدی بعد از امتحانات و اتمام تحقيق هایم است.

اما دو مطلب ...

۱ـامام رضا دقیقن همان موقعی که به او احتیاج داشتم،گفت بیا.

تمام مقدماتش را خودش جور کرد . من فقط در راه خواسته ی او می چرخیدم...

حرف ها دارم و اشک ها پیش او ....

یا امام رضا

۲ـازجلال برادرم ، دوستم،محرمم،....تشکر ميکنم که می خواهد مرا معروف کند.هم چنين از

خواهرم فايزه .

برای چند نفر دعا کنید....

دوستتون دارم....

 
یکشنبه ۸ دی ،۱۳۸۱ :: ٤:٠٢ ‎ب.ظ بوقت چشم‌هایش...

پيام هاي ديگران ()

 

 

 

 

    ? بزودی...

سلام.

بزودی خواهم نوشت....

عشق است....آقا،خانم بريد آن طرف ،کارگران مشغول کارند...



 
شنبه ٧ دی ،۱۳۸۱ :: ٢:٠٦ ‎ب.ظ بوقت چشم‌هایش...

پيام هاي ديگران ()

 

 
 

 

    ? اول خدا

زين گلستان به حيرت شبنم رسيده‌ايم
بايد دري به خانه خورشيد باز كرد

بيدل
 
پنجشنبه ٥ دی ،۱۳۸۱ :: ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ بوقت چشم‌هایش...

پيام هاي ديگران ()

 

 
 

 

زمزمه‌ام شعر سایه:

... می‌کنم جامه به تن، می‌روم از خانه برون
می‌روم در پی او با دل دیوانه‌ی خویش
پی آن گمشده می‌گردم و می‌آیم؛ باز...