e

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.....................●●...

واحد عمومی

هفت‌سنگ

دکتر دل

همشهری آنلاين

کوروش عليانی

استاد فرشچيان

شانا

آوینی

سنگک

بازتاب

مهر

فارس

ايکنا

 

.....................●●...

 واحد تخصصی

جامعه اطلاعاتی

یونس شکرخواه

فرهنگ و ارتباطات

خبرنگاری تلويزيون

.....................●●...

 واحد برادران

سیاه مشق

... و غیره

صندلی دو نفره

رضای صبور من

کلاش دیجیتالی

نگاه مشرقی

سعید با خودش

مهدی طناز

گرگ بیابان

ع‌ش‌ق

کرگدن

بابا لنگ‌دراز

لیوان

نشانی

ساده دل

اسیر خانم بچه‌ها

حاج خلیل

عبید شاکی

احسان

نون والقلم

يه تيکه ...

نه؟

سبد

blueland

سيم آخر

اتاق 203

روح تکانی

چشم‌هايش

سیاوشون

آرمین

پسرک

خلوت انس

واران

 

.....................●●...

 واحد خواهران

لیلی

دریاترین

هديه

اتوپيا

نقاط عطف

سوگلی

ميز

شکيبا

خاتون

روز چهل و سه

هدی

دل نوشته‌ها

گلاره و نارنج طلا

تسنیم

بام راحل

لیلای لیلی

قاریناز

.....................●●...

پرشین بلاگ

...........................

 

 

    ? نرو دريا...!

نرو دریا. ترو خدا نرو دریا!
با این قایق شکسته نرو دریا!
قول می دهم، دیگر نمازهایم را اول وقت بخوانم. صدای ضبط را کم می کنم. متین و آرام رفتار می کنم، همان طور که تو می خواهی ... فقط نرو دریا!
رفاقتم را تمام می کنم با آنان که تو می خواهی...اصلا صد بیت شعر عاشقانه حفظ می کنم و رودررو مقابل چشمهایت می خوانم... می روم رقص یاد می گیرم و برای جشن تولد چشمهایت یک مهمانی بزرگ می گیرم، می گویم تمام بچه ها بیایند... حتی از حمید خواهش می کنم سازش را که خیلی وقت است مقایل دیگران دست به آن نبرده را ، بیاورد و در جشن، ما گریه کنیم و او ساز بزند. تو فقط نرو دریا!
خانه را آذین می بندم... چراغانی می کنم. لباسهای سفید و نو می پوشم. می گویم لیلی برایت حکایت  دریا را تعریف کند. نرو دریا!
نمی گویم . گر برای هیچ کس نمی گویم. اما شانه هایت را از من نگیر.... نرو دریا!
تمام نوشته هایم را آتش می زنم مثل  مرتضی.... یک محفل خصوصی می گیرم که رضا و [...] بیایند و بنشینیم به درددل حرف هایی که هیچ کجا نمی توان آنها را زد. نرو دریا!
اشتباه کردم. عروسک خیمه شب بازی را چه به دل بستن به عروسک گردان. روی امواج خروشان قایقی شکسته، ماهیگیر خسته تنها روی آن نشسته....آسمان تیره خواهد لحظه ای دیگر ببارد...ابر تاریک و سیاه چاره ای جز باران ندارد. نرو دریا!
ترا به حامد....نرو دریا!
نمازم قضا شد. نرو دریا! ترو خدا نرو دریا! نرو دریا!

 


 
پنجشنبه ٢٤ دی ،۱۳۸۳ :: ٢:٠٦ ‎ب.ظ بوقت چشم‌هایش...

پيام هاي ديگران ()

 

 

 

 

    ? کاشکی پرنده پر نداشت...

تقدیم به تویی که سکوت می کنی ...!

و تقدیم به تویی که اقتضای سن مرا در نظر می گیری...!

شعر از شایا تجلی

تو مترو عاشقش شدم ، میون بیداری و خواب
هیچی نفهمیدم ازش ، مثه سوال بی جواب

کتابش ورق می زد ، از دل من خبر نداشت
اسم کتابش یادمه، کاشکی پرنده پر نداشت

طلوع تازه غزل ، منو پر از جوونه کرد
مثل بهار از راه رسید، شعرم عاشقونه کرد

آفتابی شد، مهتابی شد، یه هویی پر زد و پرید
اما نفهمید عاشقم ، از دل من پر نکشید

می خوام برم بهش بگم، دوست دارم شیرین عسل
می خوام بگم ترانه هام ، بوی تو رو دارن غزل

می خوام بگم دوست دارم ، ای هم صدا، ای هم نفس
می خوام بگم منو بگیر، پرم بده از این قفس

سخته و غیر ممکنه، ساده بهش نمی رسم
تو آسمونه ولی من، پر می زنم توی قفس

تو مترو عاشقش شدم ، میون بیداری و خواب
دفه ی بعد که دیدمش، می رفت به سمت انقلاب

 

 


 
جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۳ :: ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ بوقت چشم‌هایش...

پيام هاي ديگران ()

 

 
 

 

    ? بيانيه ی مشترک (۱) ...

بدین‌وسیله، در راستای سیاست عالیه‌ی نابودی تمامی نقاطی از تهران که تداعی‌گر خاطرات شیرین سابق و تلخ فعلی می‌باشند، ما - نویسندگان وب‌لاگ‌های در محضر ملک‌الموت و ماه‌عسل - نخستین فهرست از این مناطق را که باید در اسرع وقت، ویران و از صفحه‌ی روزگار محو شوند، اعلام می‌کنیم؛ چنانچه شخصی در ارتباط با این فهرست، اعتراض یا ادعا یا فهرست تکمیلی دیگری دارد، ظرف مدت یک هفته از انتشار این بیانیه اعلام کند:

تحت بررسی مجدد...

 


 
پنجشنبه ۱٠ دی ،۱۳۸۳ :: ٩:٢٦ ‎ق.ظ بوقت چشم‌هایش...

پيام هاي ديگران ()

 

 
 

 

زمزمه‌ام شعر سایه:

... می‌کنم جامه به تن، می‌روم از خانه برون
می‌روم در پی او با دل دیوانه‌ی خویش
پی آن گمشده می‌گردم و می‌آیم؛ باز...