e

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.....................●●...

واحد عمومی

هفت‌سنگ

دکتر دل

همشهری آنلاين

کوروش عليانی

استاد فرشچيان

شانا

آوینی

سنگک

بازتاب

مهر

فارس

ايکنا

 

.....................●●...

 واحد تخصصی

جامعه اطلاعاتی

یونس شکرخواه

فرهنگ و ارتباطات

خبرنگاری تلويزيون

.....................●●...

 واحد برادران

سیاه مشق

... و غیره

صندلی دو نفره

رضای صبور من

کلاش دیجیتالی

نگاه مشرقی

سعید با خودش

مهدی طناز

گرگ بیابان

ع‌ش‌ق

کرگدن

بابا لنگ‌دراز

لیوان

نشانی

ساده دل

اسیر خانم بچه‌ها

حاج خلیل

عبید شاکی

احسان

نون والقلم

يه تيکه ...

نه؟

سبد

blueland

سيم آخر

اتاق 203

روح تکانی

چشم‌هايش

سیاوشون

آرمین

پسرک

خلوت انس

واران

 

.....................●●...

 واحد خواهران

لیلی

دریاترین

هديه

اتوپيا

نقاط عطف

سوگلی

ميز

شکيبا

خاتون

روز چهل و سه

هدی

دل نوشته‌ها

گلاره و نارنج طلا

تسنیم

بام راحل

لیلای لیلی

قاریناز

.....................●●...

پرشین بلاگ

...........................

 

 

    ? برگشتی هم قبوله...؟


 شرم دارم از گفتن این که بگویم بی توجه شده بودم به چشمهایت...به نذری که کرده بودم...
 عذرتقصیربرای تمام این شاخه به آن شاخه پریدن ها. اگر توکل امیرتوکل است، دیگر چه باک ازهمراهی کردن یا نکردن روزگار نامدارا ....من بر سرعهد خویش هستم. به فاطمه... یاعلی.


از ایمان...
قل الله ثم ذرهم
عشق ناموس خداست مهتاب و ببين چطوريك عمراست داريم ناموس خدا را بي حرمت مي كنيم .. شبان گله هاي اين همه معني همنشين درختهاي آتش گرفته است نه اينكه تن است يا اينكه من .. اين بايد بازبه دنيا بيايد ، ديگري ... براي اين فرياد ها حلقوم هاي دريده لازم است نه حنجره هاي متروك اين همه مردم ....بس است خفته كز اين لافها كلافه شديم .... شبها كه مي نشينم و مي نويسم ميم ميم ميم قلم بغضش ترك مي خورد و از آن ميان هي شعر مي ريزد روي دفترم مهتاب كه سرك بكشيد شما و ردپاي چشمهاي پسركي را در لابلاي اين سياهي ها ببينيد روي زمين .... اتاق پر است از نستعليق ها ، سياه مشق و اين چشمها !... اينها كه اگر گاه گاه روي صداي ناله قلم در اثناي ميم ( بهانه است ) خيس و قرمز نشود ... كه ديگر هيچ .... تدبير اين كه تمام زاويه هاي بودنش را يكي يكي دارد از دست ميدهد شراب نيست مهتاب ... خسته كه شد بايد بخوابد خواب برادر مرگ است و چه افيوني بهتر از مرگ براي من كه استنشاق ذرات زندگي ، اينطور ، مشمئزم مي كند فرسوده شده ام در اين خيالواره .... كدام زندگي مهتاب ؟‌!
- به قول خودتون مگه آدم چقدر عمر مي كنه ؟
مگر آدم عمر مي كند ؟ م! بايد خوابيد ...« و پشت حوصله نورها دراز كشيد » ...ماهي تو آب مي گرده و ستاره دستچين مي كنه ... اونوقت به خواب هركي رفت ...خوابشو از ستاره سنگين مي كنه ....


لا يمسه الا المطهرون...


 
جمعه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٤ :: ٥:۳٤ ‎ب.ظ بوقت چشم‌هایش...

پيام هاي ديگران ()

 

 
 

 

زمزمه‌ام شعر سایه:

... می‌کنم جامه به تن، می‌روم از خانه برون
می‌روم در پی او با دل دیوانه‌ی خویش
پی آن گمشده می‌گردم و می‌آیم؛ باز...