e

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.....................●●...

واحد عمومی

هفت‌سنگ

دکتر دل

همشهری آنلاين

کوروش عليانی

استاد فرشچيان

شانا

آوینی

سنگک

بازتاب

مهر

فارس

ايکنا

 

.....................●●...

 واحد تخصصی

جامعه اطلاعاتی

یونس شکرخواه

فرهنگ و ارتباطات

خبرنگاری تلويزيون

.....................●●...

 واحد برادران

سیاه مشق

... و غیره

صندلی دو نفره

رضای صبور من

کلاش دیجیتالی

نگاه مشرقی

سعید با خودش

مهدی طناز

گرگ بیابان

ع‌ش‌ق

کرگدن

بابا لنگ‌دراز

لیوان

نشانی

ساده دل

اسیر خانم بچه‌ها

حاج خلیل

عبید شاکی

احسان

نون والقلم

يه تيکه ...

نه؟

سبد

blueland

سيم آخر

اتاق 203

روح تکانی

چشم‌هايش

سیاوشون

آرمین

پسرک

خلوت انس

واران

 

.....................●●...

 واحد خواهران

لیلی

دریاترین

هديه

اتوپيا

نقاط عطف

سوگلی

ميز

شکيبا

خاتون

روز چهل و سه

هدی

دل نوشته‌ها

گلاره و نارنج طلا

تسنیم

بام راحل

لیلای لیلی

قاریناز

.....................●●...

پرشین بلاگ

...........................

 

 

    ? و...

 

...ناگهان چقدر زود دیر می شود!

*پ – ن:

کوچولو!
تا حالا همه جا گفتم تو ما رو زدی! توهم، همه جا همین رو بگو! ولی  دیگه شورش رو در نیار...!
تا حالا تمام حرفهای شنیده و نشنیده رو می ذارم کنار...اصلا فکر می کنم دنیا همون دنیاست و آدما همون آدمای قدیمی.
خودش شاهده که هرچه کردم به خاطر این بوده که یه ذره بیای تو دنیای آدم بزرگا....اما "بیشتر از ظرفیت هرکس موجب ترکیدن ظرف است و لا غیر..."
غاده خودش جنم داشت که هنوز روسری هدیه ی مصطفی از سرش نیفتاده....
از حالا به بعد اگر باد حرفی رو برایم بیاره که تو به ناحق و با بی انصافی گفته باشی ، نشنیدن را کنار می ذارم و اون طوری که شایسته و بایسته ی یه " بچه شیعه " است، برخورد می کنم...شمه هاشو که قبلا دیدی؟
پس" زبان را نگه دار و دهان را ببند ..." شاید خدا روزی تو را هم برسونه و تو این وانفسای عطش،عطش و تشنه کامی، نشنه نمونی.
خدا بزرگتر از اون چیزی است که تو می تونی به آن فکر کنی...


آدم باش کوچولو!


 
چهارشنبه ۱۸ آبان ،۱۳۸٤ :: ٧:۳٢ ‎ق.ظ بوقت چشم‌هایش...

پيام هاي ديگران ()

 

 
 

 

زمزمه‌ام شعر سایه:

... می‌کنم جامه به تن، می‌روم از خانه برون
می‌روم در پی او با دل دیوانه‌ی خویش
پی آن گمشده می‌گردم و می‌آیم؛ باز...