e

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.....................●●...

واحد عمومی

هفت‌سنگ

دکتر دل

همشهری آنلاين

کوروش عليانی

استاد فرشچيان

شانا

آوینی

سنگک

بازتاب

مهر

فارس

ايکنا

 

.....................●●...

 واحد تخصصی

جامعه اطلاعاتی

یونس شکرخواه

فرهنگ و ارتباطات

خبرنگاری تلويزيون

.....................●●...

 واحد برادران

سیاه مشق

... و غیره

صندلی دو نفره

رضای صبور من

کلاش دیجیتالی

نگاه مشرقی

سعید با خودش

مهدی طناز

گرگ بیابان

ع‌ش‌ق

کرگدن

بابا لنگ‌دراز

لیوان

نشانی

ساده دل

اسیر خانم بچه‌ها

حاج خلیل

عبید شاکی

احسان

نون والقلم

يه تيکه ...

نه؟

سبد

blueland

سيم آخر

اتاق 203

روح تکانی

چشم‌هايش

سیاوشون

آرمین

پسرک

خلوت انس

واران

 

.....................●●...

 واحد خواهران

لیلی

دریاترین

هديه

اتوپيا

نقاط عطف

سوگلی

ميز

شکيبا

خاتون

روز چهل و سه

هدی

دل نوشته‌ها

گلاره و نارنج طلا

تسنیم

بام راحل

لیلای لیلی

قاریناز

.....................●●...

پرشین بلاگ

...........................

 

 

    ? ...

چند بار دستم به سمت گوشی تلفن رفت.اما برگشت. گفتم زنگ بزنم اگر خودت برداشتی بگویم:‌‌‌ «سلام جونم.» تو هم بعد از مکث کوتاهی که هم شرم داشته باشد و هم دلبری ، با صدای آرامت بگویی: «جونم سلام.» مثل آن فیلم چند شب پیش. اما نه به آن صناعت. بعد بگویم: «هوا ابری است. اما دلش‌نمی ترکد. می‌آیی پیاده روی؟» تو هم بگویی:«نه!» به دلیل همان دلیل مگو. بعد من خودم راهی شوم. راه بروم و به تو فکر کنم و ترانه‌ای که چند روز پیش به قیمت ارزانی فروختم را زمزمه کنم. اما من که فرزاد نیستم. از جنتی عطایی می خوانم . که به من چه اگه بانوی ایثار می فروشه تنش رو تیکه تیکه....

به تمام جواب هایی فکر می کنم که تو هنوز سوال هایش را نپرسیدی. 
دلم می خواهد پشت سر هم بگویم:«یا امام رضا...» چند شب پیش هنگام نوشتن یادداشت روزانه دیدم نوشتم:« هیچ وقت با تو لج بازی نمی کنم. چون تو خدایی، دلم که نیستی...»

 الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

 


 
چهارشنبه ۳ آبان ،۱۳۸٥ :: ٤:۳٧ ‎ب.ظ بوقت چشم‌هایش...

پيام هاي ديگران ()

 

 
 

 

زمزمه‌ام شعر سایه:

... می‌کنم جامه به تن، می‌روم از خانه برون
می‌روم در پی او با دل دیوانه‌ی خویش
پی آن گمشده می‌گردم و می‌آیم؛ باز...