e

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.....................●●...

واحد عمومی

هفت‌سنگ

دکتر دل

همشهری آنلاين

کوروش عليانی

استاد فرشچيان

شانا

آوینی

سنگک

بازتاب

مهر

فارس

ايکنا

 

.....................●●...

 واحد تخصصی

جامعه اطلاعاتی

یونس شکرخواه

فرهنگ و ارتباطات

خبرنگاری تلويزيون

.....................●●...

 واحد برادران

سیاه مشق

... و غیره

صندلی دو نفره

رضای صبور من

کلاش دیجیتالی

نگاه مشرقی

سعید با خودش

مهدی طناز

گرگ بیابان

ع‌ش‌ق

کرگدن

بابا لنگ‌دراز

لیوان

نشانی

ساده دل

اسیر خانم بچه‌ها

حاج خلیل

عبید شاکی

احسان

نون والقلم

يه تيکه ...

نه؟

سبد

blueland

سيم آخر

اتاق 203

روح تکانی

چشم‌هايش

سیاوشون

آرمین

پسرک

خلوت انس

واران

 

.....................●●...

 واحد خواهران

لیلی

دریاترین

هديه

اتوپيا

نقاط عطف

سوگلی

ميز

شکيبا

خاتون

روز چهل و سه

هدی

دل نوشته‌ها

گلاره و نارنج طلا

تسنیم

بام راحل

لیلای لیلی

قاریناز

.....................●●...

پرشین بلاگ

...........................

 

 

    ? بيچاره دل ...

کنارم لیوانی آب ...ومادر که درد می کشد،دردی به عمق استخوان....
معتقدم خدایی هست در همه جا وهمه حال.ماورایی وصداقتی به زلالی آب.او بندگانش را امتحان می کند.(این را می دانم که خوب می شوم.امشب که بخوابم صبح خوب می شوم)امروزفهمیدم چشم راستم مشکل دارد وتا حدودی تار است.
نمی دانستم.چراغی وچراغ ها روشن بودند ،من نیزهم چراغی روشن کردم که نوری دهد اما میان چهل چراغ ها گم شد....
بیچاره دل ،سرگردانش کردم.شاید اگر متعلق به کسی دیگربود برایش بهتر بود.
سهم خوب کسی نشده ای ...وافه ای وادایی...مرحبا دل ، خوب ساخته ای... چاره ای نیست اگر توی سرت می زنم اول به خاطر خودم هست و بعد به خاطر خودت...شاید تو بهتر از من می دانی،اما حال که اختیارت به دست من است و ساربانی سرگردان چومن بالای سرت.پس تحمل کن و دعا، که بیاید روز رهایی تو و من.از بند خود و بودن ها ....
بارها به تو گفته ام :لنگرت را بی قلاب بینداز که آویزان باشد...توهمه چیز منی و من همه چیز تو...تو می دانی ، من هم .ول کن... نمازی در پیش دارم ...به دنبال امام می گردم برای اقتدا.


 
سه‌شنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٢ :: ٧:۳٠ ‎ب.ظ بوقت چشم‌هایش...

پيام هاي ديگران ()

 

 
 

 

زمزمه‌ام شعر سایه:

... می‌کنم جامه به تن، می‌روم از خانه برون
می‌روم در پی او با دل دیوانه‌ی خویش
پی آن گمشده می‌گردم و می‌آیم؛ باز...