e

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.....................●●...

واحد عمومی

هفت‌سنگ

دکتر دل

همشهری آنلاين

کوروش عليانی

استاد فرشچيان

شانا

آوینی

سنگک

بازتاب

مهر

فارس

ايکنا

 

.....................●●...

 واحد تخصصی

جامعه اطلاعاتی

یونس شکرخواه

فرهنگ و ارتباطات

خبرنگاری تلويزيون

.....................●●...

 واحد برادران

سیاه مشق

... و غیره

صندلی دو نفره

رضای صبور من

کلاش دیجیتالی

نگاه مشرقی

سعید با خودش

مهدی طناز

گرگ بیابان

ع‌ش‌ق

کرگدن

بابا لنگ‌دراز

لیوان

نشانی

ساده دل

اسیر خانم بچه‌ها

حاج خلیل

عبید شاکی

احسان

نون والقلم

يه تيکه ...

نه؟

سبد

blueland

سيم آخر

اتاق 203

روح تکانی

چشم‌هايش

سیاوشون

آرمین

پسرک

خلوت انس

واران

 

.....................●●...

 واحد خواهران

لیلی

دریاترین

هديه

اتوپيا

نقاط عطف

سوگلی

ميز

شکيبا

خاتون

روز چهل و سه

هدی

دل نوشته‌ها

گلاره و نارنج طلا

تسنیم

بام راحل

لیلای لیلی

قاریناز

.....................●●...

پرشین بلاگ

...........................

 

 

    ? دست روی دست می گذارم ...

می نویسم«مهربان». می بینی. اما نمی خوانی. پلک هایت را پایین می آوری و چشم هایت را پنهان می کنی.نفس نفس می زنم ... تمام بدنم عرق کرده...دست روی دست می گذارم.

 دلم هوای گریه می کند.جرات ندارم.

تو شاید حق من هم هستی ولی مسلما من حق تو نیستم. گوشه ای می گیرم. پنهان می شوم.گریه می کنم و سرم را پایین می اندازم و...تنها ... دخترکی داد می زند:«چرا کسی مرا نمی فهمد...؟»دست روی دست می گذارم. فرار می کنم . جایی که همه مرا ببینند.

از خیابان رد می شوم. دستم به دست پسری می خورد. کلیدهای درون دستش به زمین می افتد...حوصله ی معذرت خواهی ندارم.ادامه می دهم...

حوصله ی دعوا هم ندارم که جواب «های ... گنده»اش را بدهم.ادامه می دهم . دست روی دست می گذارم.

یاد هزاران چیز نداشته می افتم و صدها چیز داشته رنگ می بازد.کشمکش و جدال...آخرش «عینک دودی» برنده می شود. همه چیز در هاله ای مبهم پیچیده ... دلم می گیرد. مهربانی های مصنوعی حقیرم می کند.

هزاران ترانه زمزمه می شود. زیر و رو می شود .من به راهم ادامه می دهم. دست روی دست می گذارم.نگاه می کنم. آتش می گیرم. « دیوونه»!آدمی که از کنارم رد می شود می گوید. ای کاش دیوانه ای بودم که به کیک خامه ای ها حمله می کردم.


 
دوشنبه ۱۳ امرداد ،۱۳۸٢ :: ۱:٥٦ ‎ق.ظ بوقت چشم‌هایش...

پيام هاي ديگران ()

 

 
 

 

زمزمه‌ام شعر سایه:

... می‌کنم جامه به تن، می‌روم از خانه برون
می‌روم در پی او با دل دیوانه‌ی خویش
پی آن گمشده می‌گردم و می‌آیم؛ باز...