e

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.....................●●...

واحد عمومی

هفت‌سنگ

دکتر دل

همشهری آنلاين

کوروش عليانی

استاد فرشچيان

شانا

آوینی

سنگک

بازتاب

مهر

فارس

ايکنا

 

.....................●●...

 واحد تخصصی

جامعه اطلاعاتی

یونس شکرخواه

فرهنگ و ارتباطات

خبرنگاری تلويزيون

.....................●●...

 واحد برادران

سیاه مشق

... و غیره

صندلی دو نفره

رضای صبور من

کلاش دیجیتالی

نگاه مشرقی

سعید با خودش

مهدی طناز

گرگ بیابان

ع‌ش‌ق

کرگدن

بابا لنگ‌دراز

لیوان

نشانی

ساده دل

اسیر خانم بچه‌ها

حاج خلیل

عبید شاکی

احسان

نون والقلم

يه تيکه ...

نه؟

سبد

blueland

سيم آخر

اتاق 203

روح تکانی

چشم‌هايش

سیاوشون

آرمین

پسرک

خلوت انس

واران

 

.....................●●...

 واحد خواهران

لیلی

دریاترین

هديه

اتوپيا

نقاط عطف

سوگلی

ميز

شکيبا

خاتون

روز چهل و سه

هدی

دل نوشته‌ها

گلاره و نارنج طلا

تسنیم

بام راحل

لیلای لیلی

قاریناز

.....................●●...

پرشین بلاگ

...........................

 

 

    ? شهلا. زن صيغه ای...

... در میان همهمه ی خبرنگاران، شهلا به سخن در می آید ومی گوید:

با من باید آروم رفتار کرد. من زنی هستم که باید با من آروم رفتار کنند. می فهمیدند عاشقم، ولی هیچ کس نمی فهمید که من عاشقم یعنی چه؟(گریه می کند)

دیروز...دیروز فهمیدند، جناب سرهنگ دیروز فهمیدند. ایشون متوجه شد. دقیقا جناب سرهنگ دست گذاشت روی نقطه ای که دیگه نمی تونستم و گفتم.

ساعت پنج و نیم بود که بارون بارید....گریه می کند...بارون می بارید... ناصر گفت : شهلا ... باهام خیلی بد حرف زد. ناصر باهام بد حرف زد و گفت دوستم نداره...ولی من بازم دوسش دارم.

اولش گفتم، آخرش هم می گم هر وقت سوال کردید گفتم، پس من دروغ نگفتم. جرم من فقط عشقمه. پس بهتون دروغ نگفتم.

-شهلا بسه دیگه(صدای معاون  دایره قتل)

شهلا دوباره ادامه می دهد: هیچ وقت نمی تونم تو چشماش نگاه کنم . در خفا بهتون گفتم که جرم من عشقمه، شما متوجه نشدید.


 
چهارشنبه ۱٦ مهر ،۱۳۸٢ :: ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ بوقت چشم‌هایش...

پيام هاي ديگران ()

 

 
 

 

زمزمه‌ام شعر سایه:

... می‌کنم جامه به تن، می‌روم از خانه برون
می‌روم در پی او با دل دیوانه‌ی خویش
پی آن گمشده می‌گردم و می‌آیم؛ باز...