e

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.....................●●...

واحد عمومی

هفت‌سنگ

دکتر دل

همشهری آنلاين

کوروش عليانی

استاد فرشچيان

شانا

آوینی

سنگک

بازتاب

مهر

فارس

ايکنا

 

.....................●●...

 واحد تخصصی

جامعه اطلاعاتی

یونس شکرخواه

فرهنگ و ارتباطات

خبرنگاری تلويزيون

.....................●●...

 واحد برادران

سیاه مشق

... و غیره

صندلی دو نفره

رضای صبور من

کلاش دیجیتالی

نگاه مشرقی

سعید با خودش

مهدی طناز

گرگ بیابان

ع‌ش‌ق

کرگدن

بابا لنگ‌دراز

لیوان

نشانی

ساده دل

اسیر خانم بچه‌ها

حاج خلیل

عبید شاکی

احسان

نون والقلم

يه تيکه ...

نه؟

سبد

blueland

سيم آخر

اتاق 203

روح تکانی

چشم‌هايش

سیاوشون

آرمین

پسرک

خلوت انس

واران

 

.....................●●...

 واحد خواهران

لیلی

دریاترین

هديه

اتوپيا

نقاط عطف

سوگلی

ميز

شکيبا

خاتون

روز چهل و سه

هدی

دل نوشته‌ها

گلاره و نارنج طلا

تسنیم

بام راحل

لیلای لیلی

قاریناز

.....................●●...

پرشین بلاگ

...........................

 

 

    ? حاضرم...

حاضرم برای یک عمرعاشقی ...به شرط نرسیدن.

حاضرم برای ساعت ها نگاه زیر چشمی و از شرم و حیا سرخ شدن.

حاضرم برای یک عمر کم آوردن در مقابل تو و شکایت نکردن.

حاضرم کوهی را که فرهاد به آن روزش درآورده ، به مانند روز اول درآورم.

حاضرم برای عمری دیدن و خود را به ندیدن زدن.

حاضرم برای این که این نوشته،از زیر دستانم در برود، بلغزد.

 **************

تو این مزخرفات را نمی خوانی ، می دانم. نوشتم که فردا روز، پیش دلم شرمنده نباشم . لااقل اگر به کامش کار نمی کنم....

سالهاست که هر لحظه به رنگی و طرحی نو در می آیی...اما سادگی بیش از حد تو! کار دستت

 می دهد...رسوایت می کند.

عباس می گفت: غیراز خدا و چشمهایش هیچ کس را ندارم.

برایم دعا کن که زودگذر باشد و رونده...مثل بقیه....دعا کن آن نگاه های بی شرمانه یادم برود.دعا کن ثانیه شمار چهارراه گیر کند و از کار بیفتد و چراغ برای همیشه قرمز بماند.دعا کن مادر طفلی چهار ماهه از کما بیرون آید. دعا کن آدم واقعیت ها شویم. نه سرکوب ها و طغیان ها.

رضا! به صبرت قسم من آدم مجهول این معادله ها نیستم.


 
شنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٢ :: ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ بوقت چشم‌هایش...

پيام هاي ديگران ()

 

 
 

 

زمزمه‌ام شعر سایه:

... می‌کنم جامه به تن، می‌روم از خانه برون
می‌روم در پی او با دل دیوانه‌ی خویش
پی آن گمشده می‌گردم و می‌آیم؛ باز...