e

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.....................●●...

واحد عمومی

هفت‌سنگ

دکتر دل

همشهری آنلاين

کوروش عليانی

استاد فرشچيان

شانا

آوینی

سنگک

بازتاب

مهر

فارس

ايکنا

 

.....................●●...

 واحد تخصصی

جامعه اطلاعاتی

یونس شکرخواه

فرهنگ و ارتباطات

خبرنگاری تلويزيون

.....................●●...

 واحد برادران

سیاه مشق

... و غیره

صندلی دو نفره

رضای صبور من

کلاش دیجیتالی

نگاه مشرقی

سعید با خودش

مهدی طناز

گرگ بیابان

ع‌ش‌ق

کرگدن

بابا لنگ‌دراز

لیوان

نشانی

ساده دل

اسیر خانم بچه‌ها

حاج خلیل

عبید شاکی

احسان

نون والقلم

يه تيکه ...

نه؟

سبد

blueland

سيم آخر

اتاق 203

روح تکانی

چشم‌هايش

سیاوشون

آرمین

پسرک

خلوت انس

واران

 

.....................●●...

 واحد خواهران

لیلی

دریاترین

هديه

اتوپيا

نقاط عطف

سوگلی

ميز

شکيبا

خاتون

روز چهل و سه

هدی

دل نوشته‌ها

گلاره و نارنج طلا

تسنیم

بام راحل

لیلای لیلی

قاریناز

.....................●●...

پرشین بلاگ

...........................

 

 

    ? مادر زهرا...

سلام...

یادت می آید برایت گفته بودم برای مادر طفلی چهار ماهه که بر اثر تصادف در حالت کماست، دعا کن...

یادت می آید گفتم که احیای شب نوزدهم را تنها برای گرفتن شفای او می روم...

یادت می آید از چشمهایت خواهش کردم که به یادش باشد موقع باران...

آن مادر شفا یافت. جان را از او گرفتند و دو بالش دادند برای پرواز...زهرا که حالا دیگر پنج ماهش شده است گریه هایش آغوش مادر را می طلبد در آسمان...مادر زهرا تنها 23 سال سن داشت. اما از خودش دو وصیت نامه به جا گذاشت....«نماز قضا ندارم.12روز، روزه قضا دارم.به پدر و مادرم دلداری دهید ...و اگر مرگ مغزی شدم ، سریع اعضای بدنم را به آنان که احتیاج دارند اهدا کنید...»

مادر زهرا شب اول ماه مبارک تصادف کرد...روز نوزدهم ماه مبارک پرواز کرد و روز بیست و یکم پیکرش به خاک سپرده شد... بنازم عشق مولا و شیعه بودن را...

مادر زهرا! عیدت مبارک.


 
چهارشنبه ٥ آذر ،۱۳۸٢ :: ۱:۱٠ ‎ب.ظ بوقت چشم‌هایش...

پيام هاي ديگران ()

 

 
 

 

زمزمه‌ام شعر سایه:

... می‌کنم جامه به تن، می‌روم از خانه برون
می‌روم در پی او با دل دیوانه‌ی خویش
پی آن گمشده می‌گردم و می‌آیم؛ باز...