e

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.....................●●...

واحد عمومی

هفت‌سنگ

دکتر دل

همشهری آنلاين

کوروش عليانی

استاد فرشچيان

شانا

آوینی

سنگک

بازتاب

مهر

فارس

ايکنا

 

.....................●●...

 واحد تخصصی

جامعه اطلاعاتی

یونس شکرخواه

فرهنگ و ارتباطات

خبرنگاری تلويزيون

.....................●●...

 واحد برادران

سیاه مشق

... و غیره

صندلی دو نفره

رضای صبور من

کلاش دیجیتالی

نگاه مشرقی

سعید با خودش

مهدی طناز

گرگ بیابان

ع‌ش‌ق

کرگدن

بابا لنگ‌دراز

لیوان

نشانی

ساده دل

اسیر خانم بچه‌ها

حاج خلیل

عبید شاکی

احسان

نون والقلم

يه تيکه ...

نه؟

سبد

blueland

سيم آخر

اتاق 203

روح تکانی

چشم‌هايش

سیاوشون

آرمین

پسرک

خلوت انس

واران

 

.....................●●...

 واحد خواهران

لیلی

دریاترین

هديه

اتوپيا

نقاط عطف

سوگلی

ميز

شکيبا

خاتون

روز چهل و سه

هدی

دل نوشته‌ها

گلاره و نارنج طلا

تسنیم

بام راحل

لیلای لیلی

قاریناز

.....................●●...

پرشین بلاگ

...........................

 

 

    ? سالها خمس ...

دست و دلم به نوشتن نمی‌رود. دلم آرام و قرار ندارد. اگر بگویم که دلتنگ نیستم، مطمئن باش که دروغ گفته‌ام. زمان کم دارم. در این روزها دو جریان است که دلشوره‌ی انجامش را دارم.
 خدا بگویم چه کند کسی را که راز چشم‌ها را با من در میان گذاشت.
بنده‌ی تخس را مچاله کردند و به دیوار کوبیدند. رازش خم شدن بندگی بود و ضجه‌های دو شب... پیاپی و بی فاصله.


***


سالها در هر سفر زیارت آقایم رضا، موقع برگشت زمزمه می‌کردم:« دلم می‌خواد یه شب مدینه باشم...» می‌خواندم و گریه می‌کردم تا می‌رسیدم به جایی که:« کاش بودیم و تو کوچه یارش بودیم... ما بچه شیعه‌ها کنارش بودیم.....به جای اون ما رو کتک می‌زدند... رو زخمای ماها نمک می‌زدند....» که دیگر دل و صدایم یاری نمی‌کرد... آن وقت ساکت می‌شدم.
 همسفرهایم را تک به تک به این ادعا گواه می‌گیرم که چقدر سخت بود فرو بردن فریاد.


***


دلم آرام و قرار ندارد از بابت امانتی که باید به صاحب امانتدارش برسانم. او بزرگ است و آرام و وسیع.
دعا کنید که اشک کم نیاورم. چشمهایم سالها خمس بدهکار است.

 


 
دوشنبه ۱٢ امرداد ،۱۳۸۳ :: ٩:٤٢ ‎ب.ظ بوقت چشم‌هایش...

پيام هاي ديگران ()

 

 
 

 

زمزمه‌ام شعر سایه:

... می‌کنم جامه به تن، می‌روم از خانه برون
می‌روم در پی او با دل دیوانه‌ی خویش
پی آن گمشده می‌گردم و می‌آیم؛ باز...