من دلم برای تو تنگ شده است...

 

فکر می کنی دلم برایت تنگ نشده؟ اشتباه فکر می کنی. دلم برایت تنگ شده...دلم برای چشمهایت ، نگاهت، صدایت، خنده هایت و حتی شیطونی هایت تنگ شده است.با این که هیچ وقت آدم شیطونی نبوده ای .اما دلم برای دوباره و چند باره دیدنت تنگ شده است...به قول خودت (در آن قدیمها) این دله گنجشکی است و کوچک ...
دلم برای به آغوش کشیدنت تنگ شده است، که بگویم نفس بکش تا قبض و بسط سینه ات را در سینه ام احساس کنم.
چندین بار تا دم در آمدم تا ببینمت، اما نشد.ارزان و راحت به دستت نیاوردم که ارزان تر و راحت تر هم از دستت بدهم. در همین حال که دوباره یه دلسوخته آه کشیده و آسمان داره سر دلش رو سبک می کنه، من دلم برای تو تنگ شده است.
باور نمی کنی حامد! که دلم برایت تنگ شده است؟ 

/ 10 نظر / 7 بازدید
amirmarzban

خواندن به شيطنت خوب بود...خواندن اديبانه ای يخدی...صفاتو عشقه....ياهو...................يا شعق

samira

کاش می دانستی...

حامد

سلام.با من که نبودی؟ !حالا با کدوم حامد بودی؟ ماشالا کم نیستن که. فردا باهات تماس می گیرم. یا علی صبح، توی پیاده رو گنجشک ها . . .

تسنيم

گفتم که ... الم نشرح لک صدرک ... فان مع العسر يسری ...

عبيد شاكي

اسون به دست نيومدي تا ساده بي خيال بشم..........بيام رو خورشيد چشات خط سياهي بكشم..................................خيلي وقت پيش منهم براي چشماش چنين حسي داشتم.البته اون وقت نمي دونستم چقدر خره و عاشق...................................

majid

سلام .موفق باشی

آبرنگ

فعلا يک شاخه گل برای گلستان : سلام !//تا بعد. يا حق

saye

آه ......... آه کشيدن هايم روزی جاودانه خواهند شد..

مونس

سلام امير جان خيلی ممنون که با حامد کله پاچه ی خواهرت رو بار ميذاری!!! يه کم برام سخته تو اینترنت حسب حال بنويسم.. همه بخونن.. محرم و نامحرم حرف های دلم.. اگر ممکنه بيش تر راهنماييم کن

reza

سلام منم می خوام