فكر مي كني راحت است؟...

فكر مي كني راحت است از آن چشم ها گذشتن...؟
بنشيني و بسازي و به رنگ و لعابي زيبا آذينش كني....اما بايد بگذري....
«آقا! اجازه بديد...» اين جمله را آدم پشت سري ات در پياده رو مي گويد. تازه آن وقت متوجه مي شوي كه با كل هيكلت تمام‌ پياده رو تنگ را گرفته اي....
فكر مي كني راحت است از آن چشم ها گذشتن...؟ وقتي كه چهارده شاخه گل مريم نذر آن ها كرده باشي... وقتي كه همه چيز با همان چشم ها شروع شده باشد.
اين ها را نوشتم كه يك وقت فكر نكني راحت است از آن چشم ها گذشتن....

 

/ 25 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هري هالر

اينجوری کم کم بايد خودت را هم نذر کنی...

hamed

به طور فاجعه باری درکت می کنم ، می دونی که !...

حسين نژاد

اصلن راحت نيست به خدا راحت نيست ولی اگه خودش بخواد چی؟!

محسن

مگه به چشماش نگاه کردن راحته؟

حميد

گفته بودی برای چشمانم، هيچ‌کس راه حل نمی‌خواهد / چشمهايت هميشه گيرا بود، اين‌که ضرب‌المثل نمی‌خواهد ....

samira

کجايی اين روزها؟ ديگه وقته رفتن داره نزديک می شه! التماس دعا

ليلی

باور نمی کنی؟ اما من می گويم...چشم های تو مظهر بهانه های من است...چشمان تو معنای نامم را برای بودن تفسير می کند...چشمانت هنوز که رفته ای و نيامدی اينجا در سينه ام ...سمت چپ جای دارند...من با چشمان خودم نمی بينم...من با قلبم که پيام آور سياهی چشمان توست بودن را می بينم...باز هم باور نمی کنی؟....

moh3n

فکر می کنم...از همه جا به راحتی می شه گذشت

gulsum

من هم هستم ولئ مستم