تنه و طعنه...

دو روز برای بازديد از مدارس؛ رفتم درود و بروجرد. سفر خوبی بود.

در آنجا چشمهايی بود که سخت به چشمهايش تنه و طعنه! می زد...

/ 15 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همون

سلام اوستا. نیومدی بچه ها همه جمع بودن جات خالی بود. ایشالا مشهد.

تسنيم

منم وصف اون چشم‌ها رو زياد شنيدم

fatemeh

سلام همکلاسی گرامی ۰۰۰ انصافا قلم خوبی داريدبرايتان آرزوی موفقيت دارم.

مهديه

خوش بحالتان که چشمهايش را همه جا می بينيد!

رضا

ای امير قرار نبودا پسر قرار بود فقط چشمهايش شيطون شدی پسر!!

samira

به ما هم سری بزنين...ثواب داره

محدثه

سلام. سپاس،بابت رد پايتان و.... سعادت ديدارتان دست نداد اما جمعه ظهر کنار مسجد نمايشگاه انگار دست داد. (اين دوست ما نگفته بود که...جمعه بد جور متعجبم کرد.نمی دونم چطور بگم. ممنون)

بهناز

سلام داداش گل ... نمی خوای آپديت کنی ؟

عسل

سلام.سخته نگاه کردن تو چشما شون نه؟