تو نگاه می کنی...

 

مقدمت گلباران. وقتی بیایی، می رویم و با هم گریه می کنیم. من جای خلوتی سراغ دارم. اما تو باید وسط هفته بیایی که برویم.آخر هفته ها شلوغ است. مثلا سه شنبه بیا. وسط هفته است. خلوت است. آنهایی هم که می آیند مثل من و تو دنبال یک جای گریه می گردند.باور کن آدمها آنجا هیچ کاری با ما ندارند. می رویم ودر جای خودمان می نشینیم و من ناگفته ها را برای تو می گویم. آن قدر می گویم و گریه می کنم که سینه ام شود اندازه ی یک پر.تو نگاه می کنی و من گریه. تو هستی و من گریه می کنم! دنیای آدمها را می گذاریم برای خودشان.وسط هفته است. تا آخر هفته که زمان زاد و ولد آدمهاست فاصله زیاد است.من خودم را آنجا تشیع می کنم . تو نگاه می کنی. من خودم را تشریح می کنم. تو نگاه می کنی. به کبوتری اشاره می کنی که دلت می خواهد روی شانه ات بنشیند. باران می گیرد. کبوتر و شانه ی تو با هم خیس می شوند. وسط هفته است. خلوت است. آدمها غریزه و فطرتشان از هم فاصله دارد. آخر هفته یکی می شود.تو نگاه می کنی و من گریه. می گفت: مومن در هیچ چارچوبی نمی گنجد. تو اگر وسط هفته بیایی می توانیم در یک چارچوب بگنجیم. آن وقت تو نگاه می کنی و من گریه.

/ 16 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیاوشون

به‌قول دوست بی‌نشان‌مان، «معرکه است...»! فقط آن لغت که انگار به اشتباه «تشیع» تایپ شده، «تشییع» است یا «تشریع»؟ کمی جلوتر البته «تشریح» را آورده‌ای که می‌تواند قرینه‌ی خوبی باشد تا تشریع را درست فرض کنی، اما جمله با تشییع هم معنای زیبایی می‌دهد... / راستی، آدرس سیاوشون مدت‌هاست از این‌که در ماه‌عسل لینک شده تغییر کرده است به آدرس جدیدش در بلاگ‌اسپات، شاید از بیشتر از یک سال پیش! زحمت می‌کشی اگر درستش کنی.

فاطمه

اللهم اجعلهما فی درعک الحصينه التی تجعل فيها من تريد...

ahmad

man nemidoomam in che dardie ke ma irani jama"at darim ke hey donbale ashk rikhtan midoyim. morde shoor bebare khodetoono in akhlaghaye ohmitoon

حامد

سلام امير جان ۱۰جا برات پيغام گذاشتم ! لطفا به اون بنده خدا بگو من در به در منتظر ارسال فايل کتابم ! لطفا عجل ! يا علی

فرشاد

بابا فعال. بابا مشغول. بابا برهم زننده نظم عمومی ...

محمد

کاش ما نداه يک نگاه می ارزيديم تا کسی برايمان گريه کند.

اوستا

سلام بر استاد. همين كه خودت حرف خودت رو بفهمي ما قبول داريم. مواظبش باش. من كه از دستم افتاد لب پر شد! (البته فهميدم منظورت چي بود،‌ اما من باب تواضع،‌تجاهل العارف نمودم،‌ التماس دعا!)

ابر و اينه

و زمان که ايستاد می فهميم خدا دوستمان دارد

عسل

سلام.قشنگ می نويسی