عزیزانمان را برهانید ...

 

عزیزانمان را برهانید که دلمان برایشان تنگ است....
عزیزانمان را برهانید که کلی سوال نپرسیده داریم....
عزیزانمان را برهانید که می خواهیم با آنها گریه کنیم....
عزیزانمان را برهانید که به شانه هایشان احتیاج داریم....
عزیزانمان را برهانید که چشم انتظاری مادر خیلی سخت است....
عزیزانمان را برهانید که دیگر چشم پدر بی سو شده است....
عزیزانمان را برهانید که شاید خیلی ها حیا کنند...
عزیزانمان را برهانید که شاید خیلی ها از شرم بمیرند....
عزیزانمان را برهانید که بی طاقت شده ایم...
عزیزانمان را برهانید که خسته ایم از همه ی چشم بستن ها....
عزیزانمان را برهانید ...  

 

/ 20 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

از غم هجر مکن ناله و فرياد که دوش...

هدی

باشه می گم که رها کنند ... شما خودت را ناراحت نکن ... شاد باشی

پلاک جنگی

سلام خوبی داش امير!؟!......شرمنده نشد بيايم با مجيد شاه عبدالغيم!........شرمنده تلفنی خدا حافظی کرديم!..........کد و گرفتی که!!!!!!!.....يا حق

samira

چرا نمی نويسی؟ مگر نمی دانی که اين نوشته ها چه دردهايی را درمان می کند؟

حامد

گويا خدا نارنين ترين عزيزانش را در بند جذبه خود، گرفتار می خواهد... وقتی گناهان ماست که اماممان را در بند غیبت گرفتار کرده دیگر چه انتظاری از شیعیان نازنینش داریم...؟ سید موسی... حاج احمد... سید محسن... حاج کاظم... تقی... فرق غیبت امام با غیبت این دست شیعیانش در این است که اماممان را گناه امت در بند غیبت گرفتار کرده و این نازنینان را گناه دولت... ننگ بر این دولتهایی که پی در پی می آیند و می روند و شعار می دهند و رابطه با قذافی ها را بر سید موسی ها و لحودها را بر حاج احمدها ترجیح می دهند؛ عزیزانمان را برهانید که مصر ایران، بی عزیز شده است... روزگاری است که کس مرد ره عشق ندید...

آشنا

کاش می دانستی...کاش زودتر از اينها می دانستی...