جشن تولد چشمهایش...

 

 

امروز جشن تولد چشمهایش است....

با دستهای خالی چه کنم...؟

/ 16 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
samira

چشم ها رو که ببندی و دست های خالی رو بگيری به طرفش و آرام صداش کنی ...کم کم حس می کنی دستها سنگين می شه و فضا از شميم حضورش لبريز می شه...حالا چشمها رو اگه باز کنی چشمها شو می بينی....و اين لحظه با تمام خوشی های زندگی فرق داره...امتحان کن

فاطمه

اون چشما ايقدر کريم هستند که به دست های خالی تو نگاه نکنند...دلت رو از عشقش لبريز کن...

فائزه

دست من اگر خالی است سينه ام لبريز .....لبريز از عشق او با آن چشم هايش

نينا

اگه تو كتاب‌ها بود، شما مي‌رفتين و بهش مي‌گفتين كه دستتون خاليه... بعد اون دستاش رو مي‌ذاشت تو دست‌‌تون و مي‌گفت: ديگه خالي نيست! (ببخشيد بي‌ربط بود؛ يهو ياد كتاب زنان كوچك افتادم كه ده دوازده سالگي‌م خونده‌م! آخرش اين‌جوري بود!!)P:

حامد

اصلاْ لازم نيست با دستهای خالی کاری کنی. میتونی چند روز دیگه صبر کنی تا جشن تولد برادرزاده ش نازنینش برسه؛ اونوقت هر چی دلت می خواد ازش بخواه و بگو تا ببینی به احترام چشمهای عمو چه میکنه با دل تشنه لبت...!

reza

سلام برادر ان شاءالله که از ما بگذری

گلبرگ

خالي اند از هر بهانه اي.... خدا كند مرد شرمنده كودكش نباشد دست هايش هنوز توان دارند خدا كند مرد دلش خالي نشود...........