شما که کلمه ايد...!

 

نقطه‌ای می‌گذارم. نقطه‌ای دیگر. تو می‌آیی و بین نقطه‌ها می‌نشینی. شرم می‌کنم و نگاهم را به زمین می‌دوزم. خودش شاهد است که دلم می‌خواهد یک لحظه از تو چشم بر ندارم. آرام زیر لب می‌گویم: «شما که کلمه‌اید! میان نقطه‌ها چه می‌کنید؟» دلبری می‌کنی و جواب می‌دهی: «من هم نقطه بودم، توجه شما کلمه‌ام کرد.» دلم می‌شود قند و عسل. می‌گویم:«الحمدالله» ...
نشسته‌ای میان نقطه‌‌ها با آن چشم‌های سبزت. می پرسم:«تو پاداش کدام عمل نیکی؟» دستهایم را باز می کنم رو به آسمان: خدایا باران...! طنازی می کنی و می‌گویی:«می خواهید باران ببارد که اشک‌هایتان معلوم نباشد...؟» حظ می کنم. می شوم قند مکرر.می گویم:« شما که بانوی بارانی؛ چه باک از ریختن اشک پیش شما...» ریز می خندی و دعا می‌کنی از آن دعاهای خوب:«الهم صل علی آیینه و آل آیینه».
آرامش یعنی بودن تو که بی حب و بغض با وجود کلمه بودنت میان نقطه‌های من نقاش می نشینی. با آن چشم‌هایت.حالی دست می دهد وصف ناشدنی....پنجره‌ای که رو به نور است و روشنایی ...
بی بهانه و با بهانه، دوستتان دارم. حکایتی که تا به حال با کسی در میان نگذاشته‌ام...
ارزانی شما باد اندیشه‌هایم....دارم جلا می گیرم.من هم دارم آیینه می شوم...

عکس:سید مهدی نازی

/ 17 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساره

سلام شاید تکراری باشد اما فقط می توانم بگویم مطلب بسیار زیبایی بود ...

اميد مهدی نژاد

همشهری گرام! لیست نهایی منتشر شد. انتخاب نامزدهای ما حق شماست. پیش به¬سوی تهرانی سبز، نیک¬نگر و جالب. وعده ما اُمهدی¬نژاد دات بلاگفا دات کام.

محمد

سلام ---- حيفم اومد چيزی بنويسم اما می خواستم گفته باشم. اين هم جز پيام اين مطلب نيست!

مهدی

اين عکست خيلی شبيه کوچه های محله ماست

شيوا

زيبا بود زيبا.هرچند این جمله تعریف ناقصیه اما برای منی که نظردادن برام کار خیلی سختیه اينبار نتونستم چیزی ننویسم.آینه شدنت رو تبریک میگم.

نفتون

مولانا می فرماید: آيينه ام آيينه ام مرد مقالات نيم ديده شود حال من ار چشم شود گوش شما و یا می گوید: آیینه چون نقش تو بنمود راست خود شکن آیینه شکستن خطاست آری! آيينه عشق است و عشق آيينه است، زيبا تويی.

محدثه

عکس که الان بک گرانده:-) خیلی ....

سعيد

مدتی هست که می‌خواهم برای اين يادداشت يک کامنت «قهقهه» بگذارم اما نمی‌شود. لطفا بعد از خواندن اين کامنت فکر کن من دارم بلند بلند می‌خندم.