پرستارکشیک شب...

 

آقای دکتر سلام

به اطلاع می رسانم دیروزبرادرزاده ی یکی ازبیماران که به عیادت عمویش آمده بود به همراهش یک پوستر ازدو زیارتگاه آورده بود. دو زیارتگاه با گنبدهایی طلایی که یکی دور بود و دیگری نزدیک... زیر پوسترهم نوشته بودند :«بین الحرمین»

ازغروب بیماران وضع روحیشان دگرگون شد. سر شب چراغهای بخش رو خاموش کردند و ماسکهای اکسیژن و سرمهای دستشان را باز کردند و شروع به عزاداری کردند.هرچه بهشان تذکر دادم که این کار برایتان مضراست، گوش نکردند؛ فقط نگاه می کردند و بعضی موقع ها هم لبخند می زدند...یکی از آنها با صدای گرفته می خواند و بقیه گریه می کردند. بنده وسایل اورژانسی لازم را جهت رساندن سریع به بیماران آماده کرده بودم تا در صورت نیاز هرچه سریعتر به آنها برسانم چون احتمال بد شدن حال چند نفر از بیماران را می دادم . عزاداریشان بعد از دو ساعت تمام شد.
 
دیشب تنها شبی بود که در طول کشیک بنده هیچ کدامشان به چیزی احتیاج پیدا نکردند و تا صبح ظاهرا دردی نداشتند . که البته در طول خدمت من در بیمارستان بی سابقه بوده است. و این روند حتی تا همین الان که ساعت 7 صبح است و مشغول تحویل دادن کشیک هستم ادامه دارد.

لازم به ذکر دیدم که به اطلاع شما برسانم تا در روند درمانی بیماران لحاظ شود.


با احترام پرستارکشیک شب بخش جانبازان شیمیایی بیمارستان

 

/ 8 نظر / 5 بازدید
میلاد

سلام وبلاگ زیبایی داری به منم یه سرکی بزن . خوشحال شدم وبلاگتو دیدم .

Nima

سلام وبلاگ جالبی دارين. ميدونين همه آدمها واسه خودشون يه جزيره دارن و همه هم مجبورن يه روزی جزيرشونو به دست خاطره بسپرن. به من هم سر بزن. پيروز باشی

sokot

من از پوسته ای که سبک می ماند بر تو می گريم ميگريم زمانی که غرق شدن موهايت را ميبينم باالتماس نفس کشيدنت را می بينم دستت سرشار از عشق بود ولی..........................................

amin

عشق عالمين. . .

ليلی

گفتند: ما گدايان خيل سلطانيم...شهربند هوای جانانيم...بنده را نام خويشتن نبود...هر چه ما را لقب دهند آنيم...