وقتی بزرگ شدم...

 

می خوام وقتی بزرگ شدم و تونستم ویزا بگیرم ، برم ژاپن.داداش دوستم چند سال پیش رفته و الان کلی وضعش خوبه ... تازه نمی دونم اونجا اون از دختر صاحب کارش خوشش اومده یا دختره صاحب کارش از او....به هرحال الان دوست من عمو شده. یه برادرزاده داره که عین ژاپنی هاست ...اسمشو گذاشتن هوندا. ولی وقتی میان ایران  توی خونه صداش می زنن هومن...من هم می خوام وقتی بزرگ شدم برم ژاپن هرچند کارش منزلت شغلی نداره...ولی درآمدش خوبه .تازه حواسم هم هست که یه دفعه چشم دختر صاحب کارم منو نگیره ...آخه بچه ی دوست داداشم خیلی زشت بود .وقتی حسابی کار کردم و وضعم خوب شد برمی گردم ایران و یه تعمیرگاه ماشین می زنم و با سپرده گذاری در ساختمون سازی ، روز به روز کار رو توسعه می دم تا نمایندگی انحصاری یکی از کارخونه های تولید خودروی ژاپنی رو بگیرم ...اون وقت خودم الگانس سوار می شم....بعد از خرید ویلای شمال برای تعطیلات آخر هفته ی بچه ها و مادرشون... و چندتا کار کوچک دیگه .. شروع می کنم به درس خوندن که هیچی درس خوندن نمی شه...  

/ 16 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حميد

سلام. ماشالا داداش‌مون مرد شده! ببينم چند تا انگشتر دست‌ت داری؟!!

عباسحسیننژاد

اگه ژاپن همون خارجه من هم ميام! راستی آدم از کجا می‌‌فهمه بزرگ شده؟

مژدبا

آشناست.دور هم نيست

saeedkiaee

عمو منم با خودت می بری خارج؟

booghbooghak

خوب مي‌شي ايشالا!

sogoli

نه خوب! هممون خوب می شيم ! برادر واسه منم از ژاپن قاقاليلی مياری ؟!

Hunter

مگه چیه ... اينم يه جور زندگيه ...بذار طرف حالشو ببره

::Amir Hossein ::

ملال اين زندگی شيرنتر از دريای پر منت اوست. مرا در آغوش بگير و اسمدرختان باغ را زمزمه کن! ....... || يادمم رفت بگم، مواظب باش ماچت نکنه!

محفوظ

ژاپنی ها که مشکلی ندارن فقط چشاشون یک کمی ریزه.حالا شاید تو هم رفتی اونور از یکی از اونا خوشت اومد ازدواج کردی.