برگشتی هم قبوله...؟


 شرم دارم از گفتن این که بگویم بی توجه شده بودم به چشمهایت...به نذری که کرده بودم...
 عذرتقصیربرای تمام این شاخه به آن شاخه پریدن ها. اگر توکل امیرتوکل است، دیگر چه باک ازهمراهی کردن یا نکردن روزگار نامدارا ....من بر سرعهد خویش هستم. به فاطمه... یاعلی.


از ایمان...
قل الله ثم ذرهم
عشق ناموس خداست مهتاب و ببين چطوريك عمراست داريم ناموس خدا را بي حرمت مي كنيم .. شبان گله هاي اين همه معني همنشين درختهاي آتش گرفته است نه اينكه تن است يا اينكه من .. اين بايد بازبه دنيا بيايد ، ديگري ... براي اين فرياد ها حلقوم هاي دريده لازم است نه حنجره هاي متروك اين همه مردم ....بس است خفته كز اين لافها كلافه شديم .... شبها كه مي نشينم و مي نويسم ميم ميم ميم قلم بغضش ترك مي خورد و از آن ميان هي شعر مي ريزد روي دفترم مهتاب كه سرك بكشيد شما و ردپاي چشمهاي پسركي را در لابلاي اين سياهي ها ببينيد روي زمين .... اتاق پر است از نستعليق ها ، سياه مشق و اين چشمها !... اينها كه اگر گاه گاه روي صداي ناله قلم در اثناي ميم ( بهانه است ) خيس و قرمز نشود ... كه ديگر هيچ .... تدبير اين كه تمام زاويه هاي بودنش را يكي يكي دارد از دست ميدهد شراب نيست مهتاب ... خسته كه شد بايد بخوابد خواب برادر مرگ است و چه افيوني بهتر از مرگ براي من كه استنشاق ذرات زندگي ، اينطور ، مشمئزم مي كند فرسوده شده ام در اين خيالواره .... كدام زندگي مهتاب ؟‌!
- به قول خودتون مگه آدم چقدر عمر مي كنه ؟
مگر آدم عمر مي كند ؟ م! بايد خوابيد ...« و پشت حوصله نورها دراز كشيد » ...ماهي تو آب مي گرده و ستاره دستچين مي كنه ... اونوقت به خواب هركي رفت ...خوابشو از ستاره سنگين مي كنه ....


لا يمسه الا المطهرون...


/ 9 نظر / 6 بازدید
حميد

اتاق پر است از نستعليق ها ، سياه مشق و اين چشمها !... اينها كه اگر گاه گاه روي صداي ناله قلم در اثناي ميم ( بهانه است ) خيس و قرمز نشود ... كه ديگر هيچ ....

ليلی

يک بار يک جايی يک جمله خواندم. نمی دانم. از خود شما بود يا نه: پنجره ای که رو به مهتاب باشد، حرمت دارد...اين جمله را خيلی دوست دارم. شايد اما حالا پشت همين پنجره ها آبروی عشق بريزد...پايدار باشي.

faezeh

حيف از تک‌تک باران‌های بهار! حيف!

saye

در تمام گوشه های دفترم در لابه لای کتابها بر روی ديوار اتاقم تنها نقشی خسته ماند و ديگر هيچ!

tala

سلام.ممنون از توجهتون.اين رسمش نيست .

صحرا

چه افيوني بهتر از مرگ براي من كه استنشاق ذرات زندگي ، اينطور ، مشمئزم مي كند.....خوش باشی

آفساید

الا المطهرون و المنزهون القلوب!

samira

سلام..خوبی؟ تازگيها سری نمی زنی؟ کم پيدا شدی؟ انگار سرت خيلی شلوغه؟...به هر حال اميدوارم مثل هميشه سبز سبز باشی...هستی؟