زمزمه...

 

زمزمه ی روز دهم عاشقی:

« خدايا راضی شدی....؟»

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازیلا

چقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر وبلاگتون خوش رنگه...... بی صبرانه منتظر روز آخرم!

سوسن جعفري

روزشمار ... روزشماريد ...بشماريد ... نشماريد ... های های های ..

ye adamizad

ديدی طاقت شنيدن صدای مخالفو نداری فاشيست؟

ليلي

دل که راضی باشه اونم راضيه

samira

من هم مثل محسن همه عکساتو می خوام ..می شه؟

ye adamizad

برو بابا دلت خوشه.... آخه تو قرن بيست و يکم هم هنوز داری زاری می کنی واسه يکی که همون موقع استخونوناشم جذب خاک شده؟ ... خجالت داره به خدا... اصلاْ از کجا می دونی راسته عمو؟ شايد سر يه زن خوشگل دعوا شده.. مثل هلن تروا.... تروخدا مردمو خر نکن... ميدونم زرتی می زنی پاکش می کنی.. اما اگه مردی.. اگه تحمل صدای مخالفتو داری پاکش نکن...

samira

کاش اين مثلا آدميزاد اونقدر مرد بود که يه اسمی يا آدرسی از خودش می داد تا جوابشو بشنوه...معرفت در گرانی است به هر کس ندهند...پر طاووس لطيف است به کرکس ندهند...

ye adamizad

سميرا خانوم منو به کرکس شبيه کردی ... حرفی نيست. اما ميگن در ميانه جانوران هيچکدام مثل انسان نيست که کبوتر زاده می شود و کرکس خواهد شد... بيخود خودتو گول نزن. همه تون ميدونين که حق با منه. من معرفت دارم اما اسم ندارم... يعنی داشتم. گم شد!!!

حميد

سلام طاووس! اقا مرتضی گفته بود: «آه یاران! اگر در این دنیای وارونه، رسم مردانگی این است كه سر بریده مردان را در تشت طلا نهند و به روسپیان هدیه كنند... بگذار این‌چنین باشد. این دنیا و این سر ما!»