معامله...

من يك معامله كرده‌ام...

نمی‌دانم ضرر كردم يا سود ولی معامله را انجام دادم. در مرام ما هم نيست معامله‌ی انجام شده را بدون دليل منطقی و شرعی به هم بزنم وبه قول معروف بزنم زيرش ...

******

من با او قرار گذاشتم كه بيايد بشود الهه‌ی شعرهای نسروده و داستان‌های ننوشته‌ی من ... كه از چشمهايش وام بگيرم و شعر و داستان‌هايم را بسرايم و بنويسم. در آخر هم به خاطر اين كه دينی گردن ما نماند، برای او آرزوی خوشبختی و سعادتمندی و كاميابی كنم، به وقت هر نماز ...

معامله‌ی خوبی كردم؟

/ 22 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حميد

کلاش جان ! باز هم همان توصيه‌ی هميشگی : نون بازوت رو بخور !!!! به بچه‌محلای ما چيکار داری؟ برو بچسب به همون بچه‌های ناناز محله‌ی خودتون !! ماشالله هزارتاشون هم که وبلاگ دارن !!

كلاشينكف

با سلام مجدد! حميد كوچكتر از آن است كه بخواهد در مقابل نهضت بياستد! امير به تنهايي يك ملت بود!(يعني هست!)

دلال

جريان اين معامله چيه؟ کميسيون ما فراموش نشه !

من

سلام . به نظر من كه معامله ي خوبيه . سود خوبي توش هست . راستي قضيه ي كامنت حميد چيه ؟ آدم گيج ميشه !!!!!!!!!!!! موفق باشيد و برنده

حميد

کلاش جان ! اونايی که اون شعارها رو می‌دادند ، الان ... !! برو نون بازوت رو بخور !! خواستی هم آويزون بشی ، به بچه محلای خودتون (!) آويزون بشو !!!

hamed

چيکه چيکه چيکه چيکه

mobenaa

سلام زيبا و متين می نويسيد . شايد آن از نوع که دل بخواهد و خاطر بطلبد و جان نيازارد که نيرزد ملک ملکوت که آدمی را بی سخاوت رها کنند که سخاوت بيان بذل آشکار انديشه ها ست . به وجدان امروز هم سر بزنيد .

eheki

تو رو خدا به اون رحم نمی کنی به بشريت رحم کن ديگه کسی طاقت يه فاجعه ديگه رو نداره!!!!!!!!!!!۱